شمارهی چهارم/صفحه سیزده
به سنن عجیب سرکی بکشیم...
از عقاید و سنن جالب و عجیب که در مناطق شمالی ایران رایج است، مرغانه طلا نام دارد.
طبق این سنت اگر مرغ یکی از اهالی روستا گم شود به جای اینکه به صاحبش بگویند توسط شغال شکار شده میگویند به زودی میآید تا تخم طلا بگذارد.
این عقیده ریشه در سرنوشت پیرزنی فقیر و تنها به نام خاله واشَک دارد. در روزگاران قدیم خاله واشَک به سختی زندگی میکرد و به یگانه مرغش دلخوش بود. یک روز مرغش گم شد و او بجای اینکه شغالان را نفرین کند شعر خواند:
رفته طلا بیاره
مرغانه طلا بیاره
خواخور بیا
پیچا برو
مرغانه طلا بوماده
خاله واشَک هر غروب با دلتنگی این شعر را رو به آسمان میخواند تا اینکه چند روز بعد میبیند در لانهی خالی مرغش چیزی برق میزند و وقتی نزدیک میشود یک تخم طلا میابد. درست است که مرغش هیچگاه بازنمیگردد و قلب پیرزن از اندوه خالی نمیشود اما تخم طلا تا پایان عمر کفاف زندگیش را میدهد.
لازم به ذکر است که اهالی گیلان در گویش گیلکی تخممرغ را مرغانه میگویند.
عکس زیر پوستر فیلمی از سینمای قرن پیش ایران است.
🐔 برگرفته از خاطرات گیله زن

